هیاهو در دنیای سکوت 2

از شنیدن حرفهای خانم راد کاملا بهم ریخته بودم، نمی دونستم چی کار کنم و چی بگم ! ما از 1 سالگی متوجه کم شنوایی بردیا شده بودیم شاید اگه اقدامات توانبخشی اش را 6 ماه عقب نمی انداختیم و مشکل را می پذیرفتیم بیشتر پیشرفت می کرد ، شاید نباید درمانگر ها شو مرتب عوض می کردیم ، شاید من نباید انقدر بهش سخت می گرفتم و همه زمانی رو که یه بچه احتیاج به بازی داره رو صرف آموزش خشک و غیر اصولی به اون می کردم که الان اینطور مقاومت نشون میده، شاید اصلا نباید اونو تو مدرسه عادی می ذاشتیم... با صدای خانم راد دوباره به خودم اومدم که ازم می خواست وقتی رو هماهنگ کنم تا به اتفاق هم پیش یه متخصص بریم ، قرار شد فردای اون روز که بردیا وقت گفتاردرمانی داره به اتفاق خانم راد برای مشورت پیش خانم تهرانی بریم. اون روز بعد از ظهر همانطور که با همسرم توی فروشگاه دنبال وسایل مورد نیازمون می گشتیم باهاش در مورد بردیا صحبت کردم ؛ اینکه توی مدرسه به سختی با دیگران ارتباط برقرار می کنه و گاهی بعد از مدرسه گریان برام تعریف میکنه که دوستاش به موضوعی خندیده بودند و چون اون نفهمیده موضوع چیه فکر کرده که دارن مسخره اش می کنن! اینکه گاهی حین بازی با بچه ها نمی تونه اونها رو با دلیل و منطق راضی کنه باهاشون گلاویز می شه ، همانطور که داشتم صحبت می کردم دیدم همسرم ناگهان به طرف پله ها دوید وقتی نگاهم به اون سمت افتادو دیدم بردیا عقب عقب به سمت پله ها میره و فقط اگه چند قدم دیگه برداره از پله ها پرت می شه ، انگار یه پتک محکم تو سرم کوبیدن چرخ خرید و رها کردم و به طرف پله ها دویدم اگه می شنید فقط یک صدا کردن کافی بود تا بتونیم نجاتش بدیم ، همسرم سریعتر رسید و بچه را در آغوش گرفت بغضی که از صبح تو گلوم بود سرباز کردو...

به همراه همسرم ، خانم راد و بردیا توی مطب خانم تهرانی نشسته ایم ، خانم تهرانی مثل همیشه صبور و خوشرو منتظر صحبت های ما بود. - ببینید خانم تهرانی بردیا الان کلاس دومه و نسبت به سال پیش پرخاشگرتر شده ما واقعا می ترسیم اگه وضع به همین منوال پیش بره آسیب جدی ببینه ، حساسیت اون به کم شنوایی و سمعکش روز به روز داره بیشتر می شه و من نمی دونم باید چه عکس العملی نشون بدم ، چند وقت پیش می گفت مامان اگه من بزرگ بشم گوشام خوب می شه! من واقعا نمی دونستم چی باید بگم. اون خیلی راحت به خاطر کم شنوایی اش از قبول مسئولیت سرباز می زنه مثلا دیشب آخر شب وقتی از خرید برگشتیم سریع دوید بالا چون می دونست ما نمی تونیم صداش بزنیم که برگرده و توی بردن وسایل کمکمون کنه در صورتی که اگه می شنید این راه های فرارو نداشت. برای محافظت از اون و تامین امنیتش ما روز به روز ناتوان تر می شیم مثلا همین دیروز تو فروشگاه اگه همسرم چند ثانیه زودتر نرسیده بود... همسرم ادامه داد: بردیا از نظر گفتاری شاید تو بچه های کم شنوا خیلی خوب باشه ولی هنوز نمی تونه مثل بقیه بچه ها از حق خودش دفاع کنه و وارد جمع بشه... و خانم راد ادامه داد: به نظر شما ادامه تحصیل توی مدرسه عادی می تونه ضرر داشته باشه؟ خانم تهرانی با آرامش توضیح داد که: بردیا 90dB افت توی هر دو گوشش داره و این انتظار که از نظر گفتاری کاملا خوب بشه غیر معقوله ولی از نظر رفتاری می تونید کمکش کنید دقیقا همون قدر آرام و وظیفه شناس باشه که هر بچه ی دیگه ای باید باشه برای شروع از وظایف کوچکتر شروع کنید که ترجیحا توی محیط خونه باشه و خیلی قاطعانه و مصر هر کاری رو به عهده اش گذاشتید بخواهید توی این زمینه می تونید از مشورت روان شناس هم کمک بگیرید چون تو زمینه های رفتاری 100% بهتر می تونه کمک کنه. پرخاشگری و بدبینی توی بچه های کم شنوا ا ز اختلال های رفتاری شایع است که البته را درمان دارد...

/ 0 نظر / 13 بازدید